Search the web
Sign In
New User? Sign Up
HSMS84
? Already a member? Sign in to Yahoo!

Yahoo! Groups Tips

Did you know...
Hear how Yahoo! Groups has changed the lives of others. Take me there.

Best of Y! Groups

   Check them out and nominate your group.
Having problems with message search? Fill out this form to ensure your group is one of the first to be migrated to the new message search system.

Messages

  Messages Help
Advanced
Fw: [success_managers] The GOD   Message List  
Reply | Forward Message #809 of 853 |


----- Forwarded Message ----
From: Mohamad Mahdi <ebrahimi_tehran@...>
To: roya <tanha1547@...>; as_ehteshami@...; amirmohammad.fallah@...; mohammad_abdi69@...; jalal.shams@...; nozarpoor_masoomeh@...; rose_mp1@...; maryam_blue11@...; nox1383@...; atefehahmadi@...; fateme_aminy@...; sepidar_85m@...; yazdani_912@...; manage_health@...; atighechian.g@...; galmon_12@...; maryam.teimoory@...; montahaees@...; mst_mahmodi@...; diba_laleh@...; samar.sayedyahossein@...; az.shoaee@...; Davood.salehi.2004@...; shahgholi55@...; ma_z@...; barati.mohammadali@...; acebiatu@...; babajoon120@...; ali_6404@...; success_managers@yahoogroups.com; majidmoj@...; ghaffari_mohsen_mng@...; matin8e999@...; mohsenras1365@...; ebrahimi_hadi@...; mohamadali.abtahi@...; demon_mc@...
Sent: Tuesday, March 3, 2009 4:57:55 PM
Subject: [success_managers] The GOD

مردی صبح زود از خواب بیدار شد تا نمازش را در خانه خدا (مسجد) بخواند. لباس پوشید و راهی خانه خدا شد..

در راه به مسجد، مرد زمین خورد و لباسهایش کثیف شد. او بلند شد، خودش را پاک کرد و به خانه برگشت.

مرد لباسهایش را عوض کرد و دوباره راهی خانه خدا شد. در راه به مسجد و در همان نقطه مجدداً زمین خورد!

او دوباره بلند شد، خودش را پاک کرد و به خانه برگشت. یک بار دیگر لباسهایش را عوض کرد و راهی خانه خدا شد.

در راه به مسجد، با مردی که چراغ در دست داشت برخورد کرد و نامش را پرسید. مرد پاسخ داد: (( من دیدم شما

در راه به مسجد دو بار به زمین افتادید.))، از این رو چراغ آوردم تا بتوانم راهتان را روشن کنم. مرد اول از او بطور فراوان

تشکر می کند و هر دو راهشان را به طرف مسجد ادامه می دهند. همین که به مسجد رسیدند، مرد اول از مرد چراغ

بدست در خواست می کند تا به مسجد وارد شود و با او نماز بخواند. مرد دوم از رفتن به داخل مسجد خودداری می کند.

مرد اول درخواستش را دوبار دیگر تکرار می کند و مجدداً همان جواب را می شنود. مرد اول سوال می کند که چرا او

نمی خواهد وارد مسجد شود و نماز بخواند..

مرد دوم پاسخ داد: ((من شیطان هستم.)) مرد اول با شنیدن این جواب جا خورد. شیطان در ادامه توضیح می دهد:

((من شما را در راه به مسجد دیدم و این من بودم که باعث زمین خوردن شما شدم.)) وقتی شما به خانه رفتید، خودتان را

تمیز کردید و به راهمان به مسجد برگشتید، خدا همه گناهان شما را بخشید.. من برای بار دوم باعث زمین خوردن شما شدم

و حتی آن هم شما را تشویق به ماندن در خانه نکرد، بلکه بیشتر به راه مسجد برگشتید. به خاطر آن، خدا همه گناهان افراد

خانواده ات را بخشید. من ترسیدم که اگر یک بار دیگر باعث زمین خوردن شما بشوم، آنگاه خدا گناهان افراد دهکده تان را

خواهد بخشید. بنا براین، من سالم رسیدن شما را به خانه خدا (مسجد) مطمئن ساختم.

 

نتیجه اخلاقی داستان:

کار خیری را که قصد دارید انجام دهید به تعویق نیاندازید. زیرا هرگز نمی دانید چقدر اجر و پاداش ممکن است ازمواجه با

سختی های در حین تلاش به انجام کار خیر دریافت کنید. پارسائی شما می تواند خانواده و قوم تان را بطور کلی نجات بخشد.

ستایش خدایی را است بلند مرتبه!



 
 

Ya Ali

 






Tue Mar 3, 2009 2:03 pm

heydarzadeh86
Offline Offline
Send Email Send Email

Forward
Message #809 of 853 |
Expand Messages Author Sort by Date

... From: Mohamad Mahdi <ebrahimi_tehran@...> To: roya <tanha1547@...>; as_ehteshami@...; amirmohammad.fallah@...;...
Sima Heydarzadeh
heydarzadeh86
Offline Send Email
Mar 3, 2009
2:03 pm
Advanced

Copyright 2009 Yahoo! Inc. All rights reserved.
Privacy Policy - Terms of Service - Guidelines - Help