به نام خالق هستی...... سلام به دوستان عزیز.... انشالله که حال همگی خوب باشه ......... و با تبریک عید امامت و ولایت.... انشالله که همگی روزهای خوب و خوشی را گذرانده باشید و در پیش داشته باشید... و امروز...چه روزیه؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ اصلا دلیل این ایمیل چیه؟؟؟؟؟ فکر کنم همه می دونند... و خوب یادشونه... اون روزخاطره انگیز...که هیچ وقت از صفحه خاطرات ما پاک نمی شه و حتی با یاد اون روز شاید چند قطره اشکی هم از دل لرزونمون به نشانه وفاداری و معرفتمون جاری بشه.. خلاصه خواستم بگم... 28 آذر... روز زیبایی بود .. با هزاران خاطره... از یه طرف دلواپسی ها واسه خوب برگزار شدن جشنمون... از یه طرف... دلهره و ترس... از یه طرف شوق این جشن که با خانواده ها مون بودیم.. و خیلی چیزهای دیگه... الان که دارم می نویسم ساعت 14:39 پنج شنبه 28 اذر هستش... وقتی فکر می کنم همین لحظه پارسال چی کار می کردیم...؟؟؟؟ همه دوستان با هم..با کمک هم... جشن فارغ التحصیلی امون را گرفتیم... حالا بیاین کمی با هم خاطراتمون را مرور کنیم... حالا که می خوام بنویسم.. وای چقدر لحظه لحظه هاش خاطره انگیز بود... قضیه خرید میوه توسط اقایون که البته ما از قبل تجربه کسب کرده بودیم.. همیشه خانوم ها بهتر هستن.. حتی در خرید میوه...(وای..وای ببخشید...اصلا قصد جسارت نداشتم..چون می ترسم باز دعوا بشه..) شوخی کردم... میوه ارایی های زیبا... آماده کردن ظرفهای پذیرایی...تهیه کلیپ ها با زحمت فراوان دوستان حتی در ثانیه های اخر... تزئین بسیار زیبا و دلنشین سالن....(که باز هم اینجا تعریف از خانوم ها شد..چه کنیم...؟؟؟ اخه..همیشه سلیقه های خانوم ها بهتره دیگه...!!!با تشکر از خانوم های محترمه و اقایانی که در این امر بهمون کمک کردن) خرید جوایز بسیار ارزنده و گرانبها توسط دوستان برای مسابقه و.................... و البته هزاران نقطه دیگر...... چون اگه بخوام بنویسم.. فکر کنم همه در حال خواندن این ایمیل یه چرت درست و حسابی بزنند... به خاطر همین فقط درباره خود جشن بگم و مرخص بشم... برگزاری جشن....
و ابتدای جشن با صحنه های بسیار زیبا و درد اور با درب ورودی .. و همان ابتدا آمار زخمیان جشن شروع شد... بله... و اجرای زیباترهمان دوستان که هر گز" فراموش نمی کنیم".... و همینطورعروس و خوهر شوهر..مجری محترم و بالاخره همه و همگی دوستان...که واقعا در تک تک ثانیه ها با هم بودند... و مخصوصا جناب اقای احسان خواجه امیری... که حتی وقتی من صدایشون را می شنوم... ناخود اگاه به یاد جشن فارغ التحصیلی می افتم.. دیگه خیلی حرف هام را کوتاه کردم...(مثلا کوتاه کردم..چون خداییش حرف زیاده) ولی خودم که کاملا اون روز زیبا واسم تداعی شد... انشالله که شما دوستان هم هیچ وقت تاریخ 28 اذر ماه را فراموش نکنید.... جشن یک سالگی فارغ التحصیلی دوستان مبارک......
|
Get your new Email address!
Grab the Email name you've always wanted before someone else does!






